الشيخ الصدوق ( مترجم : شاهرودي )
مقدمه مترجم 5
معاني الأخبار ( فارسي )
بامدادان از افق آسمان امامت سر برآورد ، سمبلهاى ارتجاع و شيطنت به همين حربهء زنگار گرفته متوسّل شدند ، و آنچه خواستند كردند . برداشتهاى انحرافى از قرآن ، تفسير به رأىها از كتاب خدا ، غلط اندازىهاى زيركانه كه همه و همه براى انحراف افكار از واقعيّتها ، و نهايتا در اختيار خود نگهداشتن مردم عوامى بود كه مستكبران هميشه جهت ادامهء سلطهء خود به آنان نياز دارند ، و توطئهها يكى پس از ديگرى بدين گونه بمرحلهء اجرا درآمد . زمزمهء « حسبنا كتاب الله » 1 - ماجرائى است كه تحت تأثير انگيزههاى دنيائى ، هدفش بازگرداندن نظام شكل يافتهء اسلام به نظام فروپاشيدهء قومى و اصول باطل پيش از اسلام بود ، و همهء محدّثين و سيره نويسان در صحّت آن اتفاق دارند . و ماجراى آن چنين بود كه به گفتهء ابن عباس وقتى پيغمبر اسلام احساس كرد آخرين شريانهاى حيات پربركتش از هم مىگسلد ، سر از بالين برداشته فرمودند : « برايم قلم و دواتى بياوريد تا با آن چيزى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد » . شخصى از ميان جمعيّت گفت : بيمارى به دو غلبه نمود و اينك هذيان مىگويد ، كتاب خدا ما را بس است ( 1 ) . او مىدانست پيغمبر در نظر دارد با مدرك كتبى امر امامت بعد از خود را ، كه قرآن آن را مكمّل دينش دانسته با تعيين اسم رهبرى به مردم اعلام كند ، لذا گفت : « حَسبُنا كتابَ الله » و تراوش اين جملات از دو لب مشكوك آن فرد نشان مىداد كودتاى خزنده اى در حال شكل گرفتن است . 2 - وقتى مرغ روح پيغمبر به آشيان جنان پرواز كرد و مردم عزادار در سوگ او اشك ماتم مىريختند ، او در بين جمعيّت بالا و پائين مىرفت و فرياد زنان مىگفت : « پيغمبر نمرده است ، از ميان ما دور شده » ! و با مطلبى بىاساس ، روند انديشهء
--> ( 1 ) صحيح بخارى جزء چهارم قول مريض ص 5 و در جزء اول ص 22 باب علم ؛ صحيح